تبليغاتX
زینب ژیان پناه - دنیا

زینب ژیان پناه

اگر انتظار خوندن یه وبلاگ جدی رو داشتید قطعا پنجره غلطی رو باز کردید!

1.دنیا جای بهتری برای زندگی می شد اگرشنونده حرفها را همانطور که منظور گوینده بود می شنید. دنیا جای بهتری می شد اگر مجبور نبودی هزار بار بگویی «دوستش داری» که می خواهی اشتباهاتش را بفهمد. دنیا جای بهتری بود اگر همه می خواستند تغییر کنند, بهتر شوند, راههای نرفته را هم بروند و ببینند شاید آن راهی که همیشه فکر می کرده اند بن بست است باز باز بوده است.

2.دنیا جای بهتری بود اگه من یه ذره, فقط یه ذره بیشتر وقت و انرژی داشتم که ریز ریز مفصل مفصل حرف بزنم با آنها که باید ... .

دنیایم ماشینی ماشینی است روزی 12 ساعت کار و 1 ساعت رانندگی و 1 ساعت آماده شدن برای رفتن و آماده شدن برای برگشتن 1ساعت برای شام و چای و تلویزیون دیدن نه برای لذت بردن که از باب صرف انجام دادن کارهایی که به دروغ القا می کنند که «همه چیز خوب و آرام و تحت کنترل است»

همه دلداری می دهند که یکی دوماه فقط اینطور خواهد بود سرت خلوت خواهد شد دروغ است دروغی بزرگ. زندگی به من ثابت کرده که هرگز,هرگز هیچ فردایی برایت فراغتی بیشتر از امروز نمی آورد. غرق خواهم شد در این زندگی ماشینی روزی 18-20 ساعت کار و وقت کم خواهم آورد برای خوابیدن و رویای زندگی ای رو دیدن که روز هایش 48 ساعته باشد. 24 ساعت مال دیگران و 24 ساعت مال خودت.

 

یاد روزهایی می افتم که می نشستیم و حرف می زدیم و چای می خوردیم و عمرا به ساعت نگاه نمی کردیم و بعضا حوصله مان سر هم می رفت. 

3. اشتباه نشود! که من شاکیم از زندگی از اینکه کار میکنم از اینکه ایران نیستم.نه! خوشحالم از این که کار می کنم, طوری که می خواهم زندگی می کنم و مفید هستم به حال اجتماع!!! دلم می خواهد مفید تر باشم به حال خودم.  

4.این مردها اعصابم رو خورد کرده اند اونقدر که خاله زنک (دایی مردک) هستند. با کمال پر رویی و احساس شخصیت و خود بهتر پنداری غیبت می کنند و لذت می برند. کدوم دختره بیچاره چی پوشیده و کی چی گفته و .... جالبه که ...

5.جدیدا فهمیدم از لهجه انگلیسی خوشم میاد. حال می کنم کسی انگلیسی انگلیسی حرف می زنه نه انگلیسی امریکایی.

 

و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد    

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 18:3  توسط   |